من فقط صداي تيزی بودم

كه تحليل را از زانوهاي  فشارنده بر ديوار، خراشيد

وقتي ممكن امر كرده بود به انفرادي مرگ م

پاي  يك قرنيزخوني  منعقد شده

تا  خرخره ء گاز گرفته ء‌ رگ هاي فاسد وعده بعد

چیزی نمانده...

.


ولرم باشد!