آی فنو
فنو جان
صد گرم از یک راز، گوشهایت را خیس کرد
کاناپه های یکنفره، همیشه یکنفره نمی مانند
وقتی شمارش من
ساعت است که خوابیده ام بر سینه ء تو تاضربان
قلب ت را با دست بر کتف من بکوبی
و صدای قهقه ء تخت های رویال را تعدیل کنی
فنو جان
سبابه م درد میکند
اشاره ای ندارم
جز
به آن آرزویت که یک بار بود و دیگر نبود
نرم ها هم همیشه نرم نیستند
" نام" ها سخت میشوند که " به " تر نمیشوند
حالا هی فریاد بزن
هیچ " جان " آرامی در پی نیست
همه مرده اند
بی قرار
وپیش از آن فیلم گرفته اند
از مسئولیت ها یی ناکام، که در خود ارضایی ها
رفع نمی شوند
نه
ارضائی در کارنیست
وقتی هنوز سیگارها، ته حلق من غلیط به اسم تو می
چسبند که نه بالا بیاید و نه پایین برود
آی فنو جان
دیشب هم نشد
باید میشد
ساعت ها داشتند میشمردند
چه قدرت عجیبی داشت ساعت حدسی مرگ
دست راستی بی اراده
اشاره ای بلند را
از پایین ترین مفصل ،
درست هنگام دخول
ورم دار کرد
اشک ، جیغ کشید
و من سه روزه نارس شدم
فنو جان
هیچ کار جدی ی هم در کار نیست
ترک کردم
شوخی فاهمه می خواست
عین خودکشی
ببین از وثیقه خودم را پس گرفته ام
جدول بندی شده ام کنار زمینی که دیگر چهار
چنگولی به بغل من نمی چسبد
رزرو شده ام رو دماغه ی پرواز یک طرفه
که سرم را به سنگ بکوبد
فنو جان
اشکها همه اسیدی بودند
وقتی مرد بودن ، قرقره ی تلخ ترین جرعه های آخر
الکل بود که سوراخ هایم را گشادتر کنی
تف کن
من دارم زیر فک قفل شده یک پنجره ء کبود ،
دلمه میشوم
سیاه
فنو جان
استفراغ کن
استفراغ کن
پانزده دقیقه ها را استفراغ کن
هیچ راهی ندارند
پله ها هم تمام میشوند
درست وقتی طبقه ها، آسانسور را از عصبانیت می
جوند
فنو جان
آلارم را روی چهار صبح تنظیم کن
بیداری مرگ حال غریبی دارد
ببین
آخ فنو جان
فنو جان
آن بار...
باربیتال
را یادت هست؟
دویست بار با هم بودن مان را با آب کیر سگهای
خیابانهای دولت، تا همین جا خط کشی کرد
که سیگارها را به یک طرف قانونمند کنند
که زیر هم دود نشویم؟
فنو جان
LILI
تکرار میشود
عین
گلنار
همه زنها اصلا
دلم مرد میخواهد
همان که مرگ را به عینیت ش بخشیدی
فنو جان
بیا خایه های هندوانه ها را لیس بزنیم
و زیر " مونولوگ " بکت بخوابیم
تا فرسوده ها از دلوز روی نیم تنهای لختمان روان
شوند روزهای تعطیل
فنو جان
تنگ شده ام.