عشق خاکستری من


با گذر از ثانیه های جانفرسا

با تمام خودم تو را طلب می کنم!

گامی به سویت بر میدارم و تو را مهربانانه میان دستانم میگیرم.

شعله ای از هرم خواستن و لبم به نرمیت ملموس!

آه که چقدر دنیایم را در میان اینهمه مه گون خاکستریت دوست دارم.