عشق خاکستری منبا گذر از ثانیه های جانفرسا
با تمام خودم تو را طلب می کنم!
گامی به سویت بر میدارم و تو را مهربانانه میان دستانم میگیرم.
شعله ای از هرم خواستن و لبم به نرمیت ملموس!
آه که چقدر دنیایم را در میان اینهمه مه گون خاکستریت دوست دارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۲۹ ساعت توسط نهال
|