برای انکه در درونم - اشفته در جستجوی معناست........................                       

      با صراحت مرگ از زندگی میگویم.

در این قحطی واژه ها.....    

  افکارم در استیصال چگونه گفتن - آهسته  ترک می خورد .

ای سر به سودا سپرده

ما را از اینهمه جدال بی رنگ  شهر گریزی نیست.

تو که لانه بر شاخسار رهایی داری

   چرا بال در این گستره کدر می گشایی؟

(امروز درخاکستری ترین بزرگراه تهران دیدم....... کبوتری اشیانه داشت)