این انگشت ها...

این!

از نيمه باز ام مي كند

درد هميشهء‌ نرمي زير سالنامه گي  تهوع گاه

دوره ء‌ ناگذرا ي تاريخ،

فريز تكرار.

ضربدري نارس

همین علامت...

همین!

خون - ناف اي پاي پيشاني شبهاي بريده

نپيچيده درد به درد ، جز خفگي ناله ها

اين مرگ ام هم...

این!

 می گذرد.