سماجت ، صدای لولایی دری ست که زیر گوش ُپر من بسته میشود.
نشیمن ، گاه کمی مانده به خانه، تن دادن به آن کناری ترین میزها
که تنها اشراف اش ، اماکنی ست که دستور میدهند.
سینگل، همیشه در یک فنجان بی خوابی
تا آخرین سفارش به میل دیگران
دیر است.
در منع حریم زیر سیگاریها،
می گذارم جمعه،
گوشه ی دالبر لعنت اش خاکستر شود.
و در فضای شمارش دو انگشت آخرهفته نفس حبس می کنم!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ ساعت توسط نهال
|