خطر پیچ امشب نزدیک است! شهرداری به پاش پیچید و جین اش رو توقیف کرد تا دیگه پنج تایی جوراب تو پارگی لنگه کفش اش نکنه. اون تو احوال بارون خورده ء من پیچید و چشمامو توقیف کرد تا دیگه حافظ رو تو هوای پیدا کردن خواهرش نخونم. من لای دست دستַ خودم پیچیدم و سکوتم رو توقیف کردم تا دیگه حرفهام به جایی از سیلی کسی بر نخوره. پیچ خطرناک ! تو.... نه نپیچ .. همینجا بخوابون امشب رو.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۹ ساعت توسط نهال
|