پرسه، میزند!
می زند ام.
در خیابانی کبود که نفس های گرمش ، جایی ازمن بلند نمی شود دیگر.
دهان به این دهانِ مصنوعی نگذار
می توانم درد بِکِشم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۰ ساعت توسط نهال
|
پرسه، میزند!
می زند ام.
در خیابانی کبود که نفس های گرمش ، جایی ازمن بلند نمی شود دیگر.
دهان به این دهانِ مصنوعی نگذار
می توانم درد بِکِشم.