چه ولعی برای هضم نشدن ها دارم. تمام من شده روده ی دراز ی که گره خورده ، کور دور یک فرو پاشی معدوی که اسید به زخم می پاشد. کسی از کنارم رد میشود و آب میخورد ... من همه ام را بالا می آورم. نگاه میکنم ... درد ها تکه تکه ....فشار هیچ سیفونی کفاف ام  نمی دهد.