مرگ آغاز شده در من به مسری شدن
از پلک هایی که زنده ها را فریم فریم میکند با سرعتی صنعتی..
قالب قالب
در پوسیده حافظه ء بصیرتی ام یخ بزنند.
بارکد هایی که آن به آن شماره ء معکوس می اندازد.
خطوط بلند و کوتاه ناموزون،
سیاه، سیاه ،
عمر.
جنون، نگاهم را مصرف می کند که مو مو کند
بلند بلند.
من قربانی ام را تازه تازه
نذر چشم هایی کرده ام که دیگر نمی بینم ام.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ ساعت توسط نهال
|