امروز آن که ندیده ام هیچگاه ،  مرا هم سنگ ַ فاحشه ای  بر فرش خیابانی  دانست که آن را هم  ندیده ام

..... .. .... ... ....

  بریل بر" دل" نوشتم، بخوان،

 "روشن" که شدی با هم تاریکی را قدم میزنیم.