خاکسترین تاریخ بر پشت !
دردها درشت!
رد خستگی ماسیده بر ره ַعاج !
آی!
کس بیدارنیست در این شب داج؟
یک دو چند ناله، نه فریاد.
ظلمت میکند بیداد.
خفتگی،
سیه سوز است ، بساز!
که حرامی به مَه می زند ، باز!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۶ ساعت توسط نهال
|