در آن شب وحشت، بوی دود و خاکستر شامه ام را پرکرده بود
به تو رسیدم ناگه.....
سحرگه فریادم برآمد!!
"همبسترم......... سوختنت را نفهمیدم."
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ساعت توسط نهال
|
به تو رسیدم ناگه.....
سحرگه فریادم برآمد!!
"همبسترم......... سوختنت را نفهمیدم."